تجربه ثابت كرده چند تا كار ميتونه آرومم كنه .
1)پياده روي اونم پياده روي طولاني.كه الان امكان نداره چون ساعت 12:03 جمعه س…
2) كيسه بوكس نازنينم ! كه به علت ضربه ي شديد بازم رو زمينه
3)فيد دادن تو فرندفيد ! كه الان تو تركم مثلا !
4)حرف زدن با يكي از چند نفري كه ميتونن آرومم كنن ، كه اينم نميشه به دلايلي…….
اما باز چرا قاط زدم؟ (نه كه خوب شده بودم
)
شنبه دو تا امتحان دارم :ژنتيك (4 واحد)،فيزيولوژي اعصاب(3 واحد)
ميبينيد كه وضعيت جالبي نيست……اصلا جالب نيست و الان شديدا اوضاعم بده…….مغزم قفل كرده و هيچ كاري نميتونم بكنم……
فكر نكنين مشكلم درس خوندنه ! ابدا ! ولي مسائلي هست كه داره شديدا رو بازده درسيم تاثير ميذاره…….
صبحم رو هم خوب شروع نكردم…..يكي از كسايي كه خيلي برام عزيزه، حرفاي خيلي سنگيني بهم زد
تصور كنين يه چيزي براتون مهم باشه بعد از اون سوء استفاده كنن و هي تو سرتون بزنن…….. هي همون مساله رو توضيح داده باشين و حتي اونو درست متوجه نشده باشن ! چون اصلا به حرف شما توجه نمي كردن
نتيجه چي شد؟ يك دعواي ناجور و اينكه از صبح دو كلمه حرف نزدم
خب تقصير من چيه قدرت تصور و تخيلم زياده ؟! تقصير من چيه مثل بقيه نيستم ؟ تقسير من چيه مثل همه فكر نميكنم ؟
از تطبيق دادن خودم با محيط خسته شدم ……
برم بشينم ببينم ميشه اين گره كور رو باز كرد…….
آخی
/ عیب نداره، حالت خوب می شه
ممنون آراز.دارم تلاشمو ميكنم
دركت مي كنم ، حال خود من وخيم تر هست
اميدوارم هرچه زودتر خوب بشه
كامنت من چرا ثبت نشد ؟
بسی خوشمان آمد از سابتایتل بلاگتان
سپاس کلیشه جان